محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

170

اكسير اعظم ( فارسى )

سهر يعنى بيدارى مفرط و اسباب آن بسيار است چنانچه يبوست ساذج و مادى سوداوى و حرارت و يبوست ساذج و مادى صفراوى دماغ و اجتماع رطوبت شور در دماغ و حميات حاده بنا بر تصاعد بخارات يابسه لاذعه به سوى دماغ و به جهت وجع و امتلاى بدن از اخلاط ردى و سوء هضم و كثرت امتلاى معده و غم و الم سخت و فكر مشوش و ورم سوداوى يا سرطان در ناحيه دماغ و تناول غذاى بادانگيز ممشوش اخلاط و احلام و مفزع در خواب مثل باقلا و عدس و مانند آن و گاهى روشنى مكان براى مستعد سهر موجب سهر گردد . و آنچه پيران را افتد سببش به ورقيت اخلاط و خشكى جوهر دماغ ايشان بود و گاه يبوست از غم شديد يا از استفراغ كثير يا مشى در آفتاب در ايام گرما يا از بيدارى ضرورى براى حراست چيزى يا در سفر بر دماغ غالب شود و موجب سهر گردد . طريق تشخيص اسباب اين مرض : بايد كه از بيمار بپرسند كه در بينى و زبان خشكى است يا ترى و در سر سبكى است يا گرانى اگر خشكى منخرين و لسان با خفت رأس و حواس بيان كند و آثار حرارت و برودت در دماغ محسوس نشود سبب سهر يبوست ساذج بود . و اگر با وجود خشكى و سبكى آثار حرارت مثل التهاب و حرقت و شدت تشنگى و سوزش در قعر چشم نيز باشد سببش حرارت و يبوست ساذج بود . و اگر خشكى با گرانى سر بگويد و با آن علامات غلبه سودا مثل توحش و تشويش احلام و فزع و برجستن از خواب با قلق و اضطراب و مانند آن نيز دريافت شود از يبوست سودا بود . و اگر با خشكى و گرانى ناريت روح و سائر علامات غلبه صفرا مدرك گردد از حرارت و يبوست صفرا بود . و هرگاه مريض در بينى ترى و در سر اندكى گرانى بيان نمايد و در چشم چرك ظاهر گردد و از خواب جهيده برخيزد موجب سهر رطوبت بورقيه بود . و بايد كه سواى اين علامات بر وجود باقى اسباب مذكوره يعنى تپ و امتلاى بدن از اخلاط و سوء هضم و امتلاى معده و غم و الم و فكر و ورم و غذاى نفاخ و روشنى خوابگاه . و ايضا بر تدبير گذشته و سن مريض نيز نگاه كنند پس هر سببى از اين اسباب كه موجود باشد بدانند كه سبب سهر همان است . و گويند كه بعد اشتداد سهر عروض سرفه خشك در همه اقسام نشان موت است و آگاهى اين مرض مؤدى به تشنج و جنون و اختلاج بعض اعضا مىگردد و بهلاك مىانجامد . علاج سهر يابس هر چه در علاج امراض دماغى يابس مذكور شده از اشربه مرطبه و غيره به عمل آرند . و ايضا شيره تخم خشخاش و شيره تخم كاهو نبات سفيد داخل كرده بنوشند و هر صبح نوشيدن ده درم شربت بنفشه يا شربت خشخاش به آب نيم گرم نيز نافع . و به قول انطاكى ملازمت ماء الشعير به شير ميش و روغن بسكه سودمند است و سفوف گشنيز بريان تخم كاهو مقشر تخم خشخاش سفيد بريان يك دو نيم مثقال شكر سفيد ده مثقال به قدر دو مثقال بخورند و گاهى مغز بادام مقشر و مغز تخم كدوى شيرين هر واحد دو نيم مثقال نيز اضافه كرده مىشود . و سفوف حكيم احمد و والد علوى خان و حريره خشخاش و خميره آن و عرق شير و معجون منوم و ضماد و طلا و قرص منوم بارد كه در قرابادين مسطور است استعمال كنند . و يا قرص مثلث در آب گشنيز سبز سوده بر پيشانى طلا نمايند و يا تخم كاهو مغز تخم خربزه مغز بادام خشخاش سفيد مغز تخم كدوى شيرين هر يك دو دام سائيده قرص نموده بر يافوخ بندند . و روغن كدو به شير زنان و يا تخم خشخاش سفيد در شير گاو سائيده روغن كدو آميخته و يا آب كاهو تر به شير زنان در بينى چكانند و خشخاش سفيد و تخم قنب هر يك يك توله كوفته در شير گاو پاو آثار بپزند و سرد كرده بر كف پا بمالند . و يا برگ قنب با شير بز سائيده بطور حنا بر كف پا بندند و شير بز و يا روغن قنب و يا روغن بنفشه و يا روغن بادام و يا روغن گاو از آب شسته بر كف پا بمالند . و نازبو در آب يا گلاب يا عرق بيدمشك تر كرده نزديك بالين دارند و ببويند . و از آب برگ كاهو و گشنيز و شيره تخم خشخاش و روغن نيلوفر لخلخه سازند . و روغن خشخاش و روغن لبوب سبعه و روغن كاهو و كدو و بنفشه بر سر بمالند . و شير بز بر سر دوشند و قوى تر از آن شير ميش است و انكباب بر بخار اطعمه مرطبه و اكل آن و شميدن بنفشه و نيلوفر و ضماد خشخاش به آب بنفشه تر و كماد معمولى به عمل آرند و اغذيه مرطبه چون گوشت بره و بزغاله با كدو و اسفاناخ و شيره خشخاش و كاهو و شير بز و فيرنى و يا مزوره ماش مع كدو و پالك و خرفه و روغن بادام و مانند آن بدهند . و بعد هضم غذا استحمام و غسل آب نيم گرم نمايند و نطول از طبيخ بنفشه و نيلوفر و گل سرخ و تخم كاهو كوفته و گشنيز سبز و بيخ و پوست خشخاش مع تخم نيم كوفته و جو نيم كوفته و يا شورباى كله پاچه گوسفند به فاصله يك شبر بر سر ريزند و پايها بدان بشويند . و اگر با يبوست حرارت بود ادويه مبرده كه در علاج امراض دماغى حار ساذج گذشت با ادويه مرطبه اضافه نمايند . و اگر سهر از سودا يا صفرا باشد علاجش به علاج امراض دماغى سوداوى و صفراوى نمايند و در اثناى تنقيه و قبل و بعد آن ترطيب دماغ ملحوظ دارند به استعمال اشربه و نطولات و سعوطات مرطبه و لخلخه بيشتر به كار برند و تمريخ يافوخ و بينى و كف دست و پا و ناف و خصيتين و حوالى آنها به روغن بنفشه و بادام و تخم كدو و چكانيدن اينها در بينى و گوش و همچنين شير دختران و سائر تدابير كه سابق گذشت به عمل آرند . و به قول ابن جزله لاجورد سهر سوداوى را زائل كند . اقوال حكما : [ صاحب اقتباس ] صاحب اقتباس گويد كه جهت تبديل مزاج روغن بنفشه بادامى و شير زن در بينى و گوش چكانند و شير بز بر كف دست